سرخپوستان آمریکا

سرخپوستان آمریکا
سرخپوستان آمریکا

سرخ‌پوستان بومی ایالات متحده آمریکا (به انگلیسی: Native Americans) که در ابتدا به آنان هندی‌های آمریکا (American Indians) نیز گفته می‌شد، بومیان قدیمی کشور آمریکا هستند که امروزه به صورت اقلّیتی در میان جمعیت مهاجر بعدی به‌سر می‌برند. این اقوام به گروه‌های بومی آمریکای شمالی تعلق دارند و به زبان‌های گوناگونی گویش می‌کنند. برخی هنوز به سنّت‌های قدیمی قومی خود پایبند مانده و برخی زیر فشار همسان‌سازی، با فرهنگ مدرن آمریکایی خو گرفته‌اند.

جمعیت کل تمام قبایل مختلف امروزه حدود ۲٫۵ میلیون نفر تخمین زده می‌شود.[۳]

اقوام سرخپوست آمریکای شمالی از بازماندگان گروه‌هایی هستند که در حدود بیست هزار سال پیش از میلاد از نواحی سرد شمال سیبری گذشته و به قاره جدید وارد شده بودند. برخلاف ساکنان مزوآمریکا و نواحی متمدن آمریکای مرکزی و جنوبی، سرخپوستان آمریکای شمالی چندان متمدن نبوده و حالتی نیمه بدوی داشتند. بیشتر اطلاعاتی که امروزه از گذشته سرخپوستان ساکن در ایالات متحده داریم از گزارش‌های اروپاییان بدست آمده‌است. برخورد میان اروپاییان تازه‌وارد و ساکنان قدیمی در سرزمین آمریکا، بحران‌ها و تضادهایی به‌وجود آورد که تا مدت‌ها به صورت جنگ و کینه ادامه پیدا کرد.

کریستوف کلمب پنداشته بود که سرخ‌پوستان آمریکای مرکزی، هندی هستند. از این رو امروزه در بیشتر زبان‌های اروپایی بومیان قاره آمریکا را هندی (به انگلیسی: Indian) می‌خوانند.[۴] پس از ورود اروپاییان، سرخ‌پوستان آمریکایی با بیماری‌های همه‌گیر[نیازمند منبع]، نابودی فرهنگ[۵] و از دست رفتن خاک روبرو شدند. برخی قبایل سرخ‌پوستان به مدت دو قرن در بردگی سفیدپوستان بودند،[۶] و برخی دیگر در جنگ‌ها و پاکسازی‌های قومی همانند کشتار ووندد نی به نابودی کشانده شدند.

در سال ۱۸۳۰ اندرو جکسون دستوری صادر کرد که به نام قانون سرخ‌پوست‌زدایی (به انگلیسی: Indian Removal Act) مشهور گشت. بر اساس این دستور، سرخ‌پوستان از زمین‌های خود واقع در شرق آمریکا به سمت زمین‌های بایر واقع در غرب رود میسیسیپی مهاجرت داده شدند. مهاجرت بزرگ قوم چروکی در سال ۱۸۳۸ از جورجیا به سمت غرب، از همین گونه مهاجرت‌های دولتی بود که به «رد اشک‌ها» (به انگلیسی: Trail of tears) شهرت پیدا کرد. در این سفر ۲۰۰۰ کیلومتری، ۴۰۰۰ سرخ‌پوست جان خود را از دست دادند. این سرخ‌پوستان به زمین‌های مخصوصی در غرب آمریکا مهاجرت داده شدند که امروزه به زمین‌های رزرویشن (به انگلیسی: reservation) یا اختصاصی معروفند. این زمین‌ها در سال ۱۸۳۴ و به دستور کنگره آمریکا برای سرخ‌پوستان در نظر گرفته شدند. سرخپوستان در جنگ‌های داخلی آمریکا از مبارزان فعال بودند. پس از پایان این دوره از جنگ‌ها و آزادی سیاهپوستان در آمریکا، سیاست همسان‌سازی علیه سرخپوستانی که به امید پایان تنش وارد جنگ شده بودند آغاز شد.
سرخپوستان آمریکا

در قرن نوزدهم جورج واشینگتن و هنری ناکس تصمیم به متمدن کردن بومیان آمریکا گرفتند و همین موجب بروز شدیدترین درگیری‌ها میان آن‌ها شد. در پی این رویدادها، جنگ‌های سرخپوستان شدت گرفت. گرچه پیروزی معمولاً با نظامیان جمهوری آمریکا بود اما سرانجام در سال ۱۹۲۴ دولت آمریکا حق شهروندی سرخپوستان را پذیرفت[۷]و از آن زمان تا کنون آنان با حفظ حقوق قومی و مالکیت سرزمینی به عنوان شهروند آمریکا محسوب می‌شوند.

امروزه ۲۲۵٬۰۰۰ کیلومتر مربّع از سرزمین ایالات متحده آمریکا به صورت خودمختار در اختیار سرخ‌پوستان قرار دارد. این زمین‌ها همان زمین‌های جایگزین یا اختصاصی قرن نوزدهم هستند. این زمین‌ها تحت سرپرستی دفتر امور سرخ‌پوستان قرار دارد که خود زیر نظر وزارت کشور ایالات متحده آمریکا است. سرخپوستان آمریکا امروزه در بسیاری از مناطق، استقلال فرهنگی و تاحدودی سیاسی دارند. تلاش‌هایی برای تحکیم ریشه‌های قومی خود دارند و زبان‌هایی که بدان‌ها صحبت می‌کنند تا حدودی محافظت شده قلمداد می‌شوند. برخی از آن‌ها هنوز به شیوه زندگی سنتی و روستایی خود با آداب قبیله‌ای ادامه می‌دهند که بیشتر در نواحی جنوبی هم‌مرز مکزیک سکونت دارند. در سال ۲۰۰۳ جمعیت آنان در جامعه آمریکا ۲٬۷۸۶٬۶۵۲ برآورد شد که از این میزان ۴۱۳٬۳۸۲ نفر در کالیفرنیا، ۲۹۴٬۱۳۷ در آریزونا و ۲۷۹٬۵۵۹ تن در اوکلاهاما به‌سر می‌بردند. همچنین این گروه دارای نسبت بالایی از الکلیسم در درون خود است. آژانس‌های فعال بومیان آمریکا تلاش دارند تا با حفظ ریشه‌ها و هنجارهای سنتی، در راستای بهبود شرایط بهداشتی و فرهنگی این گروه گام بردارند.

بومیان آمریکا – به جز انگلیسی که زبان عمومی کشور محسوب می‌گردد به زبان‌های مختلفی از گروه زبان‌های بومی آمریکا تکلم می‌کنند. زبان آزتکی در یوتا بیشترین متکلم را دارد. پس از آن، زبان ناهواتل با نزدیک به دویست هزار گویشور و زبان ناواهو با یکصد و پنجاه هزار تن در رده‌های بعدی هستند. سرخپوستان آمریکا اگرچه در تمام سرزمین پراکنده‌اند اما بیشتر آنان در نواحی غربی و جنوب غربی به‌سر می‌برند. گروه مهم چروکی در میامی و سواحل میسیسیپی ساکن هستند. گروه‌هایی نیز در مناطق شمالی مانند میشیگان، مونتانا، داکوتای شمالی و داکوتای جنوبی زندگی می‌کنند. در این مناطق جمعیت و حضور بومیان کاملاً قابل توجه است. همچنین در نواحی روستانشین ایالت آلاسکا نیز شمار زیادی از بومیان ساکن می‌باشند.


“Archived copy”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


2000 Decennial ProfilesDownloads-icon


“1924 Indian Citizenship Act”Downloads-icon

ابر سرخ (به انگلیسی: Red Cloud)، (زاده ۱۸۲۲ در نبراسکا – درگذشته ۱۹۰۹ در داکوتای جنوبی) نام یکی از رهبران سرخ‌پوستان آمریکا از قبیله لاکوتا و یکی از مهم‌ترین رهبران اوگلالا لاکوتا از ۱۸۶۸ تا ۱۹۰۹ بود. از ابر سرخ به عنوان یکی از توانمندترین مخالفان بومی آمریکا در راستای مقابله با ارتش ایالات متحده و اهداف آنها که اشغال سرزمین‌های غربی بود یاد می‌شود. ابر سرخ در جریان جنگ مشهور به نبرد ابر سرخ که به منظور تسلط بر پاودر ریور کانتری شکل گرفت، ارتش ایالات متحده را شکست داد. وی همچنین در یک تهاجم متهورانه نظامی و در جریان نبرد فیترمن فایت ضمن کشتن ۸۱ سرباز آمریکایی، بدترین شکست نظامی تاریخ ارتش ایالات متحده در دشت بزرگ را بر این ارتش تحمیل نمود. تنها ۱۰ سال بعد بود که ارتش ایالات متحده، شکست تحقیرآمیز دیگری را در نبرد لیتل بیگ‌هورن متحمل شد.

یک نقل‌قول در سنین پیری و در زمینهٔ روابط و مناسبات سرخ‌پوستان با دولتمردان آمریکا از جانب وی بیان‌شده که گفته بود؛ آنها بیش از آنچه بتوانم به یاد بیاورم، به ما قول دادند. اما فقط به یکی وفادار ماندند – اینکه گفته بودند زمین‌های ما را تصاحب خواهند نمود .. و چنین کردند.[یادداشت ۱][۱] اعلان‌های مربوط به مرگ وی در کنار به رسمیت شناختن دستاوردهای او در روزنامه‌های مهم سراسر کشور چاپ شد. مقالهٔ نیویورک تایمز در مورد مرگ وی به اشتباه او را به عنوان رهبر همه گروه‌های سو توصیف کرد در حالی که لاکوتا بسیار غیرمتمرکز بود و هرگز دارای یک رهبر کلی نبود. به ویژه بخش های اصلی همچون اوگلالا و بروله.[۲][۳][۴]

گاو نشسته (به انگلیسی: Sitting Bull) با نام اصلی «تاتانکا ایوتاکه» زاده ۱۸۳۴داکوتای جنوبی، نام یکی از رهبران سرخ‌پوستان آمریکا بود.
وی متعلق به قبیله لاکوتا و رهبر قبیله هانک‌پاپا سو بود.

گاو نشسته، در تاریخ ۲۵ ژوئن ۱۸۷۶، افراد قبیله خودرا ترغیب کرد تابا سفید پوستان مهاجر بجنگند. تعداد ۳۵۰۰ تن از جنگجویان قبایل سو و شاین را علیه هنگ هفتم سواره‌نظام ایالات متحده بسیج کرد و این افراد در نبرد لیتل بیگ‌هورن با نیروهای ژنرال جرج آرمسترانگ کاستر درگیر شدند؛ که منجر به کشته شدن «کلنل جرج کاستر» و افرادش شد.
این پیروزی، بزرگترین پیروزی سرخپوستان بود.

هرچند گاو نشسته، خود شخصاً در این جنگ شرکت نداشت اما رئیسان قبیله‌ها به خاطر رؤیایی که او در مورد اسیر گرفتن گروهی از سربازان آمریکایی دیده بود به این نبرد ترغیب شدند.

دولت آمریکا گاو نشسته را مسئول خونریزی‌های این جنگ می‌دانست و این باعث شد که وی به ناچار قبیله خود را به کانادا ببرد. پس از مدتی، او دوباره به آمریکا بازگشت و به مبارزه مشغول شد و سرانجام در «فورت بیوفورد» مونتانا بر اثر مقاومت از پای درآمد.

Lazarus, Edward. Black Hills White Justice: The Sioux Nation versus the United States, 1775 to the Present. New York: HarperCollins, 1991.

اسب دیوانه (به انگلیسی: Crazy Horse) متولد ۱۸۴۲ داکوتای جنوبی، نام یکی از رهبران سرخ‌پوستان آمریکا بود.

وی متعلق به قبیله لاکوتا بود.[۲][۳]

آپاچی نام گروهی از مردمان بومی آمریکای شمالی است. آپاچی‌ها اصالتاً سرخ‌پوست هستند. این واژه به معنای «مرد جنگجو» است. تعداد آپاچی‌ها در اواخر سدهٔ ۲۰ میلادی حدود ۲۲ هزار نفر بوده و در گذشته از طریق شکار گاومیش، برداشت گیاهان وحشی خوراکی، کشت ذرت و حمله به سایر قبیله‌ها در غرب آمریکا امرار معاش می‌کردند. آپاچی‌ها که از لحاظ فرهنگی به آپاچی‌های غربی و شرقی تقسیم می‌شدند همراه همسایگان خود، قبیلهٔ ناواهو، بازمانده‌های سرخ‌پوستان اتابسکی زبان به‌شمار می‌روند، که در سال ۱۰۰۰ میلادی از کانادا به جنوب غربی ایالات متحده کوچ کردند. در سده‌های ۱۸ و ۱۹ میلادی به «جنگجویان سوارکار» شهرت داشتند. آپاچی‌ها اکنون در قرارگاه آریزونا، جنوب غربی اکلاهاما و نیومکزیکو زندگی می‌کنند. رهبران آپاچی از قبیل کوچیس (به انگلیسی: Cochise)، مانگاس کولوراداس، جرونیمو و ویکتوریو (به انگلیسی: Victorio) در نیمهٔ دوم سدهٔ ۱۹ چهره‌های شاخصی بودند. کوچیس شدیدترین نبردهای سرخ‌پوستان را علیه سفیدپوستان آمریکا در ۱۸۶۱ آغاز کرد. در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۷۱ تا ۱۸۷۳ شمار زیادی از آپاچی‌ها تسلیم و به قرارگاه‌هایی در آریزونا فرستاده شدند. اما شمار بیشتری از مستقر شدن سر باز زدند و تا ۱۸۸۶ که جنگجویان باقی‌مانده تسلیم شدند؛ نبرد آن‌ها به رهبری جرونیمو و ویکتوریو ادامه یافت. قبیلهٔ چیریکائوئا (به انگلیسی: Chiricahua) به رهبری جرونیمو به فلوریدا و سپس آلاباما و در سال ۱۹۱۳ به اوکلاهما یا نیومکزیکو رفتند. به مرور آپاچی‌های شرقی در قرارگاه نیومکزیکو و آپاچی‌های غربی در قرارگاه‌های مرکز شرقی آریزونا مستقر شدند. بزرگ‌ترین قرارگاه در آریزونا قرارگاه سان کارلوس سرخ‌پوستان آپاچی(به انگلیسی: San Carlos Apache Indian) تأسیس در ۱۸۷۱ (جمعیت ۱۰٬۵۰۰ نفر در ۱۹۹۴) و قرارگاه فورت سرخ‌پوستان آپاچی (به انگلیسی: Fort Apache Indian Reservation) (جمعیت ۱۲ هزار نفر در ۱۹۹۴) بودند که ۱٫۶ میلیون جریب وسعت این قرارگاه‌ها است.

سُرخ‌پوست به بومیان قارهٔ آمریکا؛ شمالی٬ جنوبی و مرکزی در دوران پیشاکلمبی گفته می‌شود. سرخ‌پوست‌ها از نژاد زرد هستند، اما پیش‌تر می‌پنداشتند که یک گروه نژادیِ جداگانه‌اند. کریستف کلمب بر این باور بود که اینان هندی‌های سرخ هستند،

ورود سرخ‌پوستان به قارهٔ آمریکا را نزدیک به سی هزار سال پیش برآورد کرده‌اند. این اقوام در هنگام سرما و یخبندان از آسیا و از تنگهٔ برینگ وارد قارهٔ نو شده‌اند. در کرانه‌های کالیفرنیا جامانده‌های آتش روشن شده‌ای را یافتند که داده‌های باستان‌شناسی نمایان کرد که این رویداد به ۲۵۰۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. زندگی مدرن و شهرنشینی در آمریکای باستان از حدود سال‌های برابر با میلاد مسیح آغاز می‌شود و در سال ۸۰۰ میلادی با تمدن مایا به اوج شکوفایی خود می‌رسد. در سال‌های پس از آن تمدن‌های دیگری مانند اولمک و آزتک در آمریکای شمالی و تمدن اینکا در آمریکای جنوبی سال‌های درخشانی را به‌ویژه در زمینهٔ معماری و هنر تجربه می‌کنند. با ورود اروپاییان در سال ۱۴۹۲ به دنیای تازه به رهبری کریستف کلمب نه تنها از دانش و تمدن اروپاییان چیزی به سرخ‌پوستان داده نشد بلکه در پی کشتارهای انجام شده تمدن‌های اینکا و آزتک کم‌کم رنگ باخت و به نابودی دچارشد.[۲۴]
سرخ‌پوستان با ورود اروپاییان با بیماریهای همه‌گیر[نیازمند منبع]، نابودی فرهنگ[۲۵] و از دست رفتن خاک[نیازمند منبع] روبرو شدند.

جنگجویان سرخ‌پوست کمابیش نام‌های برگرفته از خوی‌های جانوران دارند. نامهایی چون «گاو نشسته»، «اسب دیوانه» و «خرس ایستاده» نام‌هایی پرافتخار در تاریخ سرخ‌پوستان هستند.[۲۶]

هنر در میان سرخ‌پوستان آمریکا به‌ویژه در تمدن مکزیک اهمیت بسزایی داشت. دورهٔ هنری در مکزیک از ۱۵۰۰ پیش از میلاد آغاز و تا سده ۱۶ یعنی زمان فتح مکزیک به‌دست ارنان کورتس اسپانیایی ادامه می‌یابد؛ که اوج آن در دوره ۳۰۰ تا ۹۰۰ میلادی بوده‌است. هنر اصلی ایشان پیکرتراشی و تندیس‌سازی بود و امروزه تندیس‌ها و صورتک‌های بسیاری از آن دوره که به‌نظر می‌رسد کاربرد مذهبی داشته به جای مانده‌است.

در گوشه و کنار قارهٔ آمریکا آثار بایسته‌ای از تمدن‌های بشری به‌چشم می‌خورد که در میان آن‌ها نام تمدن تئوتی‌هواکان و تمدن قوم مایا به‌ویژه در چیچن ایتسا، تمدن اولمک و تمدن اینکاها و در نهایت آزتکها شهرت بیشتری دارد. بیشتر این شهرت به‌خاطر معماری‌های شگفت‌انگیزی‌ست که از ایشان باقی‌مانده‌است. وجود بناهای بلند و با شکل هندسی سیار دقیق مانند بنای مونته آلبان در مکزیک که شباهت بی‌همتایی با زیگورات‌های مشرق زمین دارد و نیز هرم چیچن ایتسا که مانند هرم مصر مخروطی و البته کمی زیباتر است به‌همراه رصدخانهٔ کراکول (ساخته شده در ۱۲۵۰ میلادی) که کاملاً مشابه رصدخانه‌های امروزی‌ست شهرت بیشتری دارد. در آمریکای جنوبی نیز ال دورادو یا شهر گمشدهٔ طلا و شهر باستانی کوسکو در پرو از دورهٔ تمدن اینکاها شناخته شده‌تراند. اکثر این بناها مخصوصاً در حوالی مکزیک با سرستون‌ها و زیبایی‌های شگرفی تزیین شده‌اند.[۲۴]سرخپوستان آمریکا

مایاها از نخستین اقوامی بودند که در جهان نو از خط بهره بردند. گونه‌ای خط هیروگلیفی اندیشه‌نگاشت از ایشان به‌جا مانده‌است که امروزه کشف شده و قابل خواندن است. مایاها همچنین بیش از هزار مجلد کتاب که بیشتر آن‌ها تاشوی آکاردئونی بودند را از خود به یادگار گذاشته‌اند که امروزه تنها تعداد انگشت‌شماری از آن‌ها به جامانده‌است و بیشتر آن‌ها یا در درازای زمان از میان رفتند یا به‌دست مردان اسپانیایی مهاجم سوزانده شدند.

در آمریکای باستان زبان‌های فراوانی رواج داشته‌است که همگی از خانوادهٔ زبان‌های التصاقی شناخته می‌شوند. اما تا کنون هیچ خویشاوندی نزدیکی میان زبانهای این گروه از اقوام با دیگر این دسته زبانها مانند زبان چینی یا کره‌ای و زبانهای آلتایی مشاهده نشده‌است. امروزه شمار گویش‌وران این زبان در مکزیک به دو میلیون نفر و در آمریکا به نزدیک یک ونیم میلیون نفر می‌رسد. در کشورهای دیگری مانند گواتمالا، پرو، بولیوی، پاراگوئه، اکوادور، آلاسکا جمعیت بسیاری به یکی از زبان‌های بومیان آمریکایی گفتگو می‌کنند. این زبان‌ها در آمریکای شمالی شامل ناهواتل (آزتکی نو) در ایالات متحده و مکزیک و زبان‌های مایایی در نواحی گواتمالا و پاناما همچنین گوارانی در برزیل و پاراگوئه، آیمارا و کچوا در بولیوی پرو و اکوادور می‌باشد. گفتنی است زبان آیمارا در پرو و گوارانی در پاراگوئه حتی زمانی در دو دهه پیش زبان رسمی شدند. گوارانی هم‌اکنون نیز در پاراگوئه ارزشی پایین‌تر از زبان رسمی ندارد.

برخی قبایل سرخ‌پوستان به مدت دو قرن در بردگی سفیدپوستان بودند.[۲۷]
سران قبیله‌های سرخ‌پوست در کانادا با فرانسویان و انگلیسی‌ها پیمان‌نامه‌هایی امضا کردند تا آشتی در مناطق سرخ‌پوستی برقرار شود.

، سرخ‌پوستان کانادا


“Archived copy”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


http://www.ine.gob.gt/sistema/uploads/2014/02/26/L5pNHMXzxy5FFWmk9NHCrK9x7E5Qqvvy.pdfDownloads-icon


The American Indian and Alaska Native Population: 2010Downloads-icon


http://estudios.anda.cl/recursos/censo_2012.pdf%7B%7BfullDownloads-icon


“About this Collection”Downloads-icon


“8 LIZCANO”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


Lector de Google DriveDownloads-icon


https://guardian.co.tt/sites/default/files/story/2011_DemographicReport.pdfDownloads-icon


بایگانی‌شدهDownloads-icon

سُرخ‌پوست به بومیان قارهٔ آمریکا؛ شمالی٬ جنوبی و مرکزی در دوران پیشاکلمبی گفته می‌شود. سرخ‌پوست‌ها از نژاد زرد هستند، اما پیش‌تر می‌پنداشتند که یک گروه نژادیِ جداگانه‌اند. کریستف کلمب بر این باور بود که اینان هندی‌های سرخ هستند،

ورود سرخ‌پوستان به قارهٔ آمریکا را نزدیک به سی هزار سال پیش برآورد کرده‌اند. این اقوام در هنگام سرما و یخبندان از آسیا و از تنگهٔ برینگ وارد قارهٔ نو شده‌اند. در کرانه‌های کالیفرنیا جامانده‌های آتش روشن شده‌ای را یافتند که داده‌های باستان‌شناسی نمایان کرد که این رویداد به ۲۵۰۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. زندگی مدرن و شهرنشینی در آمریکای باستان از حدود سال‌های برابر با میلاد مسیح آغاز می‌شود و در سال ۸۰۰ میلادی با تمدن مایا به اوج شکوفایی خود می‌رسد. در سال‌های پس از آن تمدن‌های دیگری مانند اولمک و آزتک در آمریکای شمالی و تمدن اینکا در آمریکای جنوبی سال‌های درخشانی را به‌ویژه در زمینهٔ معماری و هنر تجربه می‌کنند. با ورود اروپاییان در سال ۱۴۹۲ به دنیای تازه به رهبری کریستف کلمب نه تنها از دانش و تمدن اروپاییان چیزی به سرخ‌پوستان داده نشد بلکه در پی کشتارهای انجام شده تمدن‌های اینکا و آزتک کم‌کم رنگ باخت و به نابودی دچارشد.[۲۴]
سرخ‌پوستان با ورود اروپاییان با بیماریهای همه‌گیر[نیازمند منبع]، نابودی فرهنگ[۲۵] و از دست رفتن خاک[نیازمند منبع] روبرو شدند.

جنگجویان سرخ‌پوست کمابیش نام‌های برگرفته از خوی‌های جانوران دارند. نامهایی چون «گاو نشسته»، «اسب دیوانه» و «خرس ایستاده» نام‌هایی پرافتخار در تاریخ سرخ‌پوستان هستند.[۲۶]

هنر در میان سرخ‌پوستان آمریکا به‌ویژه در تمدن مکزیک اهمیت بسزایی داشت. دورهٔ هنری در مکزیک از ۱۵۰۰ پیش از میلاد آغاز و تا سده ۱۶ یعنی زمان فتح مکزیک به‌دست ارنان کورتس اسپانیایی ادامه می‌یابد؛ که اوج آن در دوره ۳۰۰ تا ۹۰۰ میلادی بوده‌است. هنر اصلی ایشان پیکرتراشی و تندیس‌سازی بود و امروزه تندیس‌ها و صورتک‌های بسیاری از آن دوره که به‌نظر می‌رسد کاربرد مذهبی داشته به جای مانده‌است.

در گوشه و کنار قارهٔ آمریکا آثار بایسته‌ای از تمدن‌های بشری به‌چشم می‌خورد که در میان آن‌ها نام تمدن تئوتی‌هواکان و تمدن قوم مایا به‌ویژه در چیچن ایتسا، تمدن اولمک و تمدن اینکاها و در نهایت آزتکها شهرت بیشتری دارد. بیشتر این شهرت به‌خاطر معماری‌های شگفت‌انگیزی‌ست که از ایشان باقی‌مانده‌است. وجود بناهای بلند و با شکل هندسی سیار دقیق مانند بنای مونته آلبان در مکزیک که شباهت بی‌همتایی با زیگورات‌های مشرق زمین دارد و نیز هرم چیچن ایتسا که مانند هرم مصر مخروطی و البته کمی زیباتر است به‌همراه رصدخانهٔ کراکول (ساخته شده در ۱۲۵۰ میلادی) که کاملاً مشابه رصدخانه‌های امروزی‌ست شهرت بیشتری دارد. در آمریکای جنوبی نیز ال دورادو یا شهر گمشدهٔ طلا و شهر باستانی کوسکو در پرو از دورهٔ تمدن اینکاها شناخته شده‌تراند. اکثر این بناها مخصوصاً در حوالی مکزیک با سرستون‌ها و زیبایی‌های شگرفی تزیین شده‌اند.[۲۴]سرخپوستان آمریکا

مایاها از نخستین اقوامی بودند که در جهان نو از خط بهره بردند. گونه‌ای خط هیروگلیفی اندیشه‌نگاشت از ایشان به‌جا مانده‌است که امروزه کشف شده و قابل خواندن است. مایاها همچنین بیش از هزار مجلد کتاب که بیشتر آن‌ها تاشوی آکاردئونی بودند را از خود به یادگار گذاشته‌اند که امروزه تنها تعداد انگشت‌شماری از آن‌ها به جامانده‌است و بیشتر آن‌ها یا در درازای زمان از میان رفتند یا به‌دست مردان اسپانیایی مهاجم سوزانده شدند.

در آمریکای باستان زبان‌های فراوانی رواج داشته‌است که همگی از خانوادهٔ زبان‌های التصاقی شناخته می‌شوند. اما تا کنون هیچ خویشاوندی نزدیکی میان زبانهای این گروه از اقوام با دیگر این دسته زبانها مانند زبان چینی یا کره‌ای و زبانهای آلتایی مشاهده نشده‌است. امروزه شمار گویش‌وران این زبان در مکزیک به دو میلیون نفر و در آمریکا به نزدیک یک ونیم میلیون نفر می‌رسد. در کشورهای دیگری مانند گواتمالا، پرو، بولیوی، پاراگوئه، اکوادور، آلاسکا جمعیت بسیاری به یکی از زبان‌های بومیان آمریکایی گفتگو می‌کنند. این زبان‌ها در آمریکای شمالی شامل ناهواتل (آزتکی نو) در ایالات متحده و مکزیک و زبان‌های مایایی در نواحی گواتمالا و پاناما همچنین گوارانی در برزیل و پاراگوئه، آیمارا و کچوا در بولیوی پرو و اکوادور می‌باشد. گفتنی است زبان آیمارا در پرو و گوارانی در پاراگوئه حتی زمانی در دو دهه پیش زبان رسمی شدند. گوارانی هم‌اکنون نیز در پاراگوئه ارزشی پایین‌تر از زبان رسمی ندارد.

برخی قبایل سرخ‌پوستان به مدت دو قرن در بردگی سفیدپوستان بودند.[۲۷]
سران قبیله‌های سرخ‌پوست در کانادا با فرانسویان و انگلیسی‌ها پیمان‌نامه‌هایی امضا کردند تا آشتی در مناطق سرخ‌پوستی برقرار شود.

، سرخ‌پوستان کانادا


“Archived copy”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


http://www.ine.gob.gt/sistema/uploads/2014/02/26/L5pNHMXzxy5FFWmk9NHCrK9x7E5Qqvvy.pdfDownloads-icon


The American Indian and Alaska Native Population: 2010Downloads-icon


http://estudios.anda.cl/recursos/censo_2012.pdf%7B%7BfullDownloads-icon


“About this Collection”Downloads-icon


“8 LIZCANO”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


Lector de Google DriveDownloads-icon


https://guardian.co.tt/sites/default/files/story/2011_DemographicReport.pdfDownloads-icon


بایگانی‌شدهDownloads-icon

سُرخ‌پوست به بومیان قارهٔ آمریکا؛ شمالی٬ جنوبی و مرکزی در دوران پیشاکلمبی گفته می‌شود. سرخ‌پوست‌ها از نژاد زرد هستند، اما پیش‌تر می‌پنداشتند که یک گروه نژادیِ جداگانه‌اند. کریستف کلمب بر این باور بود که اینان هندی‌های سرخ هستند،

ورود سرخ‌پوستان به قارهٔ آمریکا را نزدیک به سی هزار سال پیش برآورد کرده‌اند. این اقوام در هنگام سرما و یخبندان از آسیا و از تنگهٔ برینگ وارد قارهٔ نو شده‌اند. در کرانه‌های کالیفرنیا جامانده‌های آتش روشن شده‌ای را یافتند که داده‌های باستان‌شناسی نمایان کرد که این رویداد به ۲۵۰۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. زندگی مدرن و شهرنشینی در آمریکای باستان از حدود سال‌های برابر با میلاد مسیح آغاز می‌شود و در سال ۸۰۰ میلادی با تمدن مایا به اوج شکوفایی خود می‌رسد. در سال‌های پس از آن تمدن‌های دیگری مانند اولمک و آزتک در آمریکای شمالی و تمدن اینکا در آمریکای جنوبی سال‌های درخشانی را به‌ویژه در زمینهٔ معماری و هنر تجربه می‌کنند. با ورود اروپاییان در سال ۱۴۹۲ به دنیای تازه به رهبری کریستف کلمب نه تنها از دانش و تمدن اروپاییان چیزی به سرخ‌پوستان داده نشد بلکه در پی کشتارهای انجام شده تمدن‌های اینکا و آزتک کم‌کم رنگ باخت و به نابودی دچارشد.[۲۴]
سرخ‌پوستان با ورود اروپاییان با بیماریهای همه‌گیر[نیازمند منبع]، نابودی فرهنگ[۲۵] و از دست رفتن خاک[نیازمند منبع] روبرو شدند.

جنگجویان سرخ‌پوست کمابیش نام‌های برگرفته از خوی‌های جانوران دارند. نامهایی چون «گاو نشسته»، «اسب دیوانه» و «خرس ایستاده» نام‌هایی پرافتخار در تاریخ سرخ‌پوستان هستند.[۲۶]

هنر در میان سرخ‌پوستان آمریکا به‌ویژه در تمدن مکزیک اهمیت بسزایی داشت. دورهٔ هنری در مکزیک از ۱۵۰۰ پیش از میلاد آغاز و تا سده ۱۶ یعنی زمان فتح مکزیک به‌دست ارنان کورتس اسپانیایی ادامه می‌یابد؛ که اوج آن در دوره ۳۰۰ تا ۹۰۰ میلادی بوده‌است. هنر اصلی ایشان پیکرتراشی و تندیس‌سازی بود و امروزه تندیس‌ها و صورتک‌های بسیاری از آن دوره که به‌نظر می‌رسد کاربرد مذهبی داشته به جای مانده‌است.

در گوشه و کنار قارهٔ آمریکا آثار بایسته‌ای از تمدن‌های بشری به‌چشم می‌خورد که در میان آن‌ها نام تمدن تئوتی‌هواکان و تمدن قوم مایا به‌ویژه در چیچن ایتسا، تمدن اولمک و تمدن اینکاها و در نهایت آزتکها شهرت بیشتری دارد. بیشتر این شهرت به‌خاطر معماری‌های شگفت‌انگیزی‌ست که از ایشان باقی‌مانده‌است. وجود بناهای بلند و با شکل هندسی سیار دقیق مانند بنای مونته آلبان در مکزیک که شباهت بی‌همتایی با زیگورات‌های مشرق زمین دارد و نیز هرم چیچن ایتسا که مانند هرم مصر مخروطی و البته کمی زیباتر است به‌همراه رصدخانهٔ کراکول (ساخته شده در ۱۲۵۰ میلادی) که کاملاً مشابه رصدخانه‌های امروزی‌ست شهرت بیشتری دارد. در آمریکای جنوبی نیز ال دورادو یا شهر گمشدهٔ طلا و شهر باستانی کوسکو در پرو از دورهٔ تمدن اینکاها شناخته شده‌تراند. اکثر این بناها مخصوصاً در حوالی مکزیک با سرستون‌ها و زیبایی‌های شگرفی تزیین شده‌اند.[۲۴]سرخپوستان آمریکا

مایاها از نخستین اقوامی بودند که در جهان نو از خط بهره بردند. گونه‌ای خط هیروگلیفی اندیشه‌نگاشت از ایشان به‌جا مانده‌است که امروزه کشف شده و قابل خواندن است. مایاها همچنین بیش از هزار مجلد کتاب که بیشتر آن‌ها تاشوی آکاردئونی بودند را از خود به یادگار گذاشته‌اند که امروزه تنها تعداد انگشت‌شماری از آن‌ها به جامانده‌است و بیشتر آن‌ها یا در درازای زمان از میان رفتند یا به‌دست مردان اسپانیایی مهاجم سوزانده شدند.

در آمریکای باستان زبان‌های فراوانی رواج داشته‌است که همگی از خانوادهٔ زبان‌های التصاقی شناخته می‌شوند. اما تا کنون هیچ خویشاوندی نزدیکی میان زبانهای این گروه از اقوام با دیگر این دسته زبانها مانند زبان چینی یا کره‌ای و زبانهای آلتایی مشاهده نشده‌است. امروزه شمار گویش‌وران این زبان در مکزیک به دو میلیون نفر و در آمریکا به نزدیک یک ونیم میلیون نفر می‌رسد. در کشورهای دیگری مانند گواتمالا، پرو، بولیوی، پاراگوئه، اکوادور، آلاسکا جمعیت بسیاری به یکی از زبان‌های بومیان آمریکایی گفتگو می‌کنند. این زبان‌ها در آمریکای شمالی شامل ناهواتل (آزتکی نو) در ایالات متحده و مکزیک و زبان‌های مایایی در نواحی گواتمالا و پاناما همچنین گوارانی در برزیل و پاراگوئه، آیمارا و کچوا در بولیوی پرو و اکوادور می‌باشد. گفتنی است زبان آیمارا در پرو و گوارانی در پاراگوئه حتی زمانی در دو دهه پیش زبان رسمی شدند. گوارانی هم‌اکنون نیز در پاراگوئه ارزشی پایین‌تر از زبان رسمی ندارد.

برخی قبایل سرخ‌پوستان به مدت دو قرن در بردگی سفیدپوستان بودند.[۲۷]
سران قبیله‌های سرخ‌پوست در کانادا با فرانسویان و انگلیسی‌ها پیمان‌نامه‌هایی امضا کردند تا آشتی در مناطق سرخ‌پوستی برقرار شود.

، سرخ‌پوستان کانادا


“Archived copy”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


http://www.ine.gob.gt/sistema/uploads/2014/02/26/L5pNHMXzxy5FFWmk9NHCrK9x7E5Qqvvy.pdfDownloads-icon


The American Indian and Alaska Native Population: 2010Downloads-icon


http://estudios.anda.cl/recursos/censo_2012.pdf%7B%7BfullDownloads-icon


“About this Collection”Downloads-icon


“8 LIZCANO”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


Lector de Google DriveDownloads-icon


https://guardian.co.tt/sites/default/files/story/2011_DemographicReport.pdfDownloads-icon


بایگانی‌شدهDownloads-icon

سُرخ‌پوست به بومیان قارهٔ آمریکا؛ شمالی٬ جنوبی و مرکزی در دوران پیشاکلمبی گفته می‌شود. سرخ‌پوست‌ها از نژاد زرد هستند، اما پیش‌تر می‌پنداشتند که یک گروه نژادیِ جداگانه‌اند. کریستف کلمب بر این باور بود که اینان هندی‌های سرخ هستند،

ورود سرخ‌پوستان به قارهٔ آمریکا را نزدیک به سی هزار سال پیش برآورد کرده‌اند. این اقوام در هنگام سرما و یخبندان از آسیا و از تنگهٔ برینگ وارد قارهٔ نو شده‌اند. در کرانه‌های کالیفرنیا جامانده‌های آتش روشن شده‌ای را یافتند که داده‌های باستان‌شناسی نمایان کرد که این رویداد به ۲۵۰۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. زندگی مدرن و شهرنشینی در آمریکای باستان از حدود سال‌های برابر با میلاد مسیح آغاز می‌شود و در سال ۸۰۰ میلادی با تمدن مایا به اوج شکوفایی خود می‌رسد. در سال‌های پس از آن تمدن‌های دیگری مانند اولمک و آزتک در آمریکای شمالی و تمدن اینکا در آمریکای جنوبی سال‌های درخشانی را به‌ویژه در زمینهٔ معماری و هنر تجربه می‌کنند. با ورود اروپاییان در سال ۱۴۹۲ به دنیای تازه به رهبری کریستف کلمب نه تنها از دانش و تمدن اروپاییان چیزی به سرخ‌پوستان داده نشد بلکه در پی کشتارهای انجام شده تمدن‌های اینکا و آزتک کم‌کم رنگ باخت و به نابودی دچارشد.[۲۴]
سرخ‌پوستان با ورود اروپاییان با بیماریهای همه‌گیر[نیازمند منبع]، نابودی فرهنگ[۲۵] و از دست رفتن خاک[نیازمند منبع] روبرو شدند.

جنگجویان سرخ‌پوست کمابیش نام‌های برگرفته از خوی‌های جانوران دارند. نامهایی چون «گاو نشسته»، «اسب دیوانه» و «خرس ایستاده» نام‌هایی پرافتخار در تاریخ سرخ‌پوستان هستند.[۲۶]

هنر در میان سرخ‌پوستان آمریکا به‌ویژه در تمدن مکزیک اهمیت بسزایی داشت. دورهٔ هنری در مکزیک از ۱۵۰۰ پیش از میلاد آغاز و تا سده ۱۶ یعنی زمان فتح مکزیک به‌دست ارنان کورتس اسپانیایی ادامه می‌یابد؛ که اوج آن در دوره ۳۰۰ تا ۹۰۰ میلادی بوده‌است. هنر اصلی ایشان پیکرتراشی و تندیس‌سازی بود و امروزه تندیس‌ها و صورتک‌های بسیاری از آن دوره که به‌نظر می‌رسد کاربرد مذهبی داشته به جای مانده‌است.

در گوشه و کنار قارهٔ آمریکا آثار بایسته‌ای از تمدن‌های بشری به‌چشم می‌خورد که در میان آن‌ها نام تمدن تئوتی‌هواکان و تمدن قوم مایا به‌ویژه در چیچن ایتسا، تمدن اولمک و تمدن اینکاها و در نهایت آزتکها شهرت بیشتری دارد. بیشتر این شهرت به‌خاطر معماری‌های شگفت‌انگیزی‌ست که از ایشان باقی‌مانده‌است. وجود بناهای بلند و با شکل هندسی سیار دقیق مانند بنای مونته آلبان در مکزیک که شباهت بی‌همتایی با زیگورات‌های مشرق زمین دارد و نیز هرم چیچن ایتسا که مانند هرم مصر مخروطی و البته کمی زیباتر است به‌همراه رصدخانهٔ کراکول (ساخته شده در ۱۲۵۰ میلادی) که کاملاً مشابه رصدخانه‌های امروزی‌ست شهرت بیشتری دارد. در آمریکای جنوبی نیز ال دورادو یا شهر گمشدهٔ طلا و شهر باستانی کوسکو در پرو از دورهٔ تمدن اینکاها شناخته شده‌تراند. اکثر این بناها مخصوصاً در حوالی مکزیک با سرستون‌ها و زیبایی‌های شگرفی تزیین شده‌اند.[۲۴]سرخپوستان آمریکا

مایاها از نخستین اقوامی بودند که در جهان نو از خط بهره بردند. گونه‌ای خط هیروگلیفی اندیشه‌نگاشت از ایشان به‌جا مانده‌است که امروزه کشف شده و قابل خواندن است. مایاها همچنین بیش از هزار مجلد کتاب که بیشتر آن‌ها تاشوی آکاردئونی بودند را از خود به یادگار گذاشته‌اند که امروزه تنها تعداد انگشت‌شماری از آن‌ها به جامانده‌است و بیشتر آن‌ها یا در درازای زمان از میان رفتند یا به‌دست مردان اسپانیایی مهاجم سوزانده شدند.

در آمریکای باستان زبان‌های فراوانی رواج داشته‌است که همگی از خانوادهٔ زبان‌های التصاقی شناخته می‌شوند. اما تا کنون هیچ خویشاوندی نزدیکی میان زبانهای این گروه از اقوام با دیگر این دسته زبانها مانند زبان چینی یا کره‌ای و زبانهای آلتایی مشاهده نشده‌است. امروزه شمار گویش‌وران این زبان در مکزیک به دو میلیون نفر و در آمریکا به نزدیک یک ونیم میلیون نفر می‌رسد. در کشورهای دیگری مانند گواتمالا، پرو، بولیوی، پاراگوئه، اکوادور، آلاسکا جمعیت بسیاری به یکی از زبان‌های بومیان آمریکایی گفتگو می‌کنند. این زبان‌ها در آمریکای شمالی شامل ناهواتل (آزتکی نو) در ایالات متحده و مکزیک و زبان‌های مایایی در نواحی گواتمالا و پاناما همچنین گوارانی در برزیل و پاراگوئه، آیمارا و کچوا در بولیوی پرو و اکوادور می‌باشد. گفتنی است زبان آیمارا در پرو و گوارانی در پاراگوئه حتی زمانی در دو دهه پیش زبان رسمی شدند. گوارانی هم‌اکنون نیز در پاراگوئه ارزشی پایین‌تر از زبان رسمی ندارد.

برخی قبایل سرخ‌پوستان به مدت دو قرن در بردگی سفیدپوستان بودند.[۲۷]
سران قبیله‌های سرخ‌پوست در کانادا با فرانسویان و انگلیسی‌ها پیمان‌نامه‌هایی امضا کردند تا آشتی در مناطق سرخ‌پوستی برقرار شود.

، سرخ‌پوستان کانادا


“Archived copy”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


http://www.ine.gob.gt/sistema/uploads/2014/02/26/L5pNHMXzxy5FFWmk9NHCrK9x7E5Qqvvy.pdfDownloads-icon


The American Indian and Alaska Native Population: 2010Downloads-icon


http://estudios.anda.cl/recursos/censo_2012.pdf%7B%7BfullDownloads-icon


“About this Collection”Downloads-icon


“8 LIZCANO”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


Lector de Google DriveDownloads-icon


https://guardian.co.tt/sites/default/files/story/2011_DemographicReport.pdfDownloads-icon


بایگانی‌شدهDownloads-icon

به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران پویا؛ صاحبان اصلی قاره آمریکا یکی از مللی هستند که هویت واقعی آنان برای جهانیان مخفی مانده است؛ تصویر موجود از بومیان آمریکایی بر اساس روایت‌ها و فیلم‌های ساختگی ساکنان جدید این قاره شکل گرفته‌ است.

اروپایی‌ها سعی داشته و دارند تا هویت آنان را از بین ببرند و خود را صاحبان اصلی این قاره  معرفی کنند؛ آنان در طول سالیان متمادی به هرنحوی اراضی بومیان را اشغال کرده‌اند و آنها را به تسلط خود در آورده‌اند. 

ساخت تلسکوپ 30 متری (TMT) در جزیره هاوایی یکی از پروژه‌های جدید حذف تسلط بومیان آمریکایی در قلمرو زندگی خود است؛ بومیان جزیره هاوایی در حال مشاهده‌ ساخت یک رصدخانه در سطح جهانی هستند؛ این رصدخانه نه به دعوت بومیان و نه در مکان انتخابی آنها، بلکه توسط چند دانشگاه بین‌المللی درحال ساخت است؛ ساخت تلسکوپ 30 متری با همکاری تیم‌هایی پژوهشی از کشور‌های مختلف دنیا از جمله سازمان بین‌المللی رصدخانه TMT به رهبری دانشگاه کالیفرنیا، مؤسسه فناوری کالیفرنیا و کشور‌های ژاپن، چین، هند و کانادا ساخته خواهد شد.

پایگاه علمی ـ خبری “دِ نیشن” در گزارشی به رأی دادگاه برای ساخت تلسکوپ فضایی در منطقه “موناکیا” جزیره هاوایی پرداخته‌ است؛ پس از مدت‌ها کشمکش بین بومیان جزیره و مقام‌های بین‌المللی رصدخانه نسبت به مکان ساخت تلسکوپ، دادگاه رأی به ساخت این تسلکوپ داده‌ است. 

سرخپوستان آمریکا

 هرچند این رصدخانه دانشمندان را قادر می‌سازد که در اعماق فضا و زمان به یکدیگر نگاه کنند و احتمالاً شاهد شکل‌گیری یک کهکشان جدید باشند؛ اما این امر باعث اشغال “قله مقدس موناکیا” (مکانی که از لحاظ فرهنگی و دینی برای بومیان مقدس است و ارزش معنوی دارد) و همچنین حساسیت زیست محیطی برای ساکنین این منطقه می‌شود. 

 این منطقه جزیره‌ای آتشفشانی و بنابر باور‌های قدیمی اهالی بومی، منطقه‌ای ویژه است؛ به باور ساکنان این منطقه، قله موکیانا محل اتصال زمین به آسمان است و بسیاری از اهالی بومی در این منطقه دفن شده‌اند.

از زمان تصویب پروژه احداث تلسکوپ تاکنون اهالی بومی به شدت با ساخت آن مخالفت کرده و به دادگاه شکایت کرده‌اند؛ اهالی این منطقه با راه‌اندازی اعتراض‌هایی، خواستار توقف حفر این منطقه و احترام به آن هستند. 

 پلیس آمریکا بسیاری از این اعتراض‌ها را سرکوب و رهبران قبیله “کاناکا او وی” را دستگیر کرده‌ است؛ بومی‌ها جزیره بیان‌کرده‌اند که حتی در صورت دستگیر شدن از خواسته‌ خود عقب‌نشینی نخواهند‌ کرد؛ یکی از افراد بومی در مصاحبه با خبرگزاری‌ها می‌گوید:

«ما برای محافظت از این مکان مقدس می‌جنگیم؛ ما با این سرزمین مقدس رابطه‌ تبارشناسانه داریم و جلوی اشغال آن را خواهیم گرفت؛ این آخرین موضع ماست که باید از آن دفاع کنیم؛ اعتراضات ما علیه تلسکوپ 30 متری فریاد احترام به استقلال بومی است».

در طول تاریخ مهاجرین اروپایی برای از بین بردن فرهنگ بومیان آمریکایی اقدامات گسترده‌ای را انجام داده‌اند؛ آن‌ها با طرح‌های خود به‌دنبال سلطه بر این قاره و حذف بومیان سرخپوست برآمدند؛ اروپاییان برای از بین بردن ساکنان اصلی قاره آمریکا از روش‌های گوناگون برده‌داری، گرسنگی‌، کوچ جمعی، حمله و غارت استفاده می‌کنند.

ساکنین جدید قاره آمریکا تصمیم گرفتند فرهنگ ساکنین اصلی این سرزمین را از بین ببرند؛ آنها برای این کار، اردوگاه‌هایی تأسیس کردند؛ فرزندان سرخپوستان را به این اردوگاه‌ها بردند و به آنها تعالیم خود را آموزش دادند تا آنها تعالیم خود را از یاد ببرند و فرهنگ و تمدن غربی بر آنان تحمیل شود؛ آنها به بهانه‌های مختلف، بچه‌ها را از خانواده‌ها جدا می‌کردند و به این اردوگاه‌ها می‌بردند.

در دهه 1970 رسانه‌های آمریکایی در طرحی هماهنگ، تمام تلاش خود را به میدان آوردند تا زنان بومی آمریکایی به‌عنوان زنانی نااهل و فاسد معرفی شوند و تعصبات علیه بومیان را گسترش دهند.

در نتیجه این فضاسازی رسانه‌ای، جامعه آمریکایی به‌شدت علیه زنان بومی آمریکایی تحریک شد؛ این تصویر منفی در نهایت باعث شد مردم تصور کنند این زنان بومی برای مادر شدن و تربیت کودکان مناسب نیستند!

در ادامه این مبارزه پیدا و پنهان علیه بومیان آمریکا، دولت شروع به اجرای “طرح مخفی عقیم‌سازی زنان بومی” کرد؛ زمانی که این فرایند عقیم‌سازی آغاز شد، بسیاری از زنان بومی تصور می‌کردند که این یک روش مناسب برای حفظ سلامتی است و اصلاً نمی‌دانستند با این کار در باروری خود دچار مشکل خواهند شد.

پزشکان و جراحان، هنگامی که زنان سرخ‌پوست برای زایمان به آن‌ها مراجعه می‌کردند پس از به‌دنیا آوردن کودک، عمل عقیم‌سازی را روی آن زن انجام می‌دادند و به این صورت رفته‌رفته تعداد جمعیت سرخ‌پوستان رو به کاهش گذاشت؛ این عمل باعث شد تا در سالهای 1970 تا 1976 جمعیت 25 تا 50 درصدی زنان سرخپوست نازا شدند.

اینگونه طرح‌ها توسط مهاجرین اروپایی برای تغییر ترکیب جمعیتی قاره آمریکا به نفع خود و باهدف تسلط بر این قاره در طی زمان‌های مختلف صورت گرفته‌ است؛ ساکنان اصلی آمریکا با اینگونه اقدامات از سرزمین مادری خود حذف می‌شوند و هیچ اقدامی بر علیه تبعیض‌های نژادی توسط سازمانهای بین‌المللی انجام نمی‌شود. 

0

رئیس جمهور جدید آمریکا نماینده دموکرات و بومی ایالت نیومکزیکو در کنگره آمریکا را به عنوان گزینه موردنظر خود برای پست وزارت کشور آمریکا معرفی کرد.

با اعلام زمان آغاز فیلمبرداری فیلم بعدی مارتین اسکورسیزی با عنوان «قاتلان ماه کامل» گفته شده چندین سرخ‌پوست برای حضور در این فیلم استخدام می‌شوند.

بزرگترین نسل‌کشی در تاریخ بشر کشتار ۱۰۰ میلیون نفر از بومیان آمریکاست که در اصطلاح به آن هولوکاست آمریکایی می‌گویند.
سرخپوستان آمریکا

رمان «بلای کبوترها» نوشته لوییز اردریک، با ترجمه افشین‌ رضاپور توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

چاپ جدید گزیده‌ ترجمه‌های قاسم صنعوی از شعرهای عشق و آزادی جهان در چند دهه گذشته در قالب کتاب «بوسه‌های غمگین یک سرخپوست منتشر و روانه بازار کتاب شد.

بومیان آمریکا با برگزاری تظاهرات علیه نسل‌کشی سرخپوستان آمریکایی اعتراض کردند. در این تجمع اعتراضی که در محل لینکلن مموریال (یادبود لینکلن) برپا شد بومیان به تظاهرات علیه دولت پرداختند.

بومیان قبیله لاکوتا، به مناسبت یکصد و پنجاهمین سالگرد انعقاد عهدنامه سازش بین ملت سیوکس و دولت آمریکا مسافتی ۴۰۰ مایلی را در داکوتای جنوبی اسب سواری کردند.

All Content by Mehr News Agency is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.

منبع تصویر، Reuters

سرخپوستان امروز از تصمیم تغییر مسیر خط لوله با طبل نواختن و رقص استقبال کردند

رهبران قبایل سرخپوستان سو در آمریکا می‌گویند ارتش آمریکا تایید کرده که لوله انتقال نفت از داکوتای شمالی و نزدیکی سرزمین سرخپوستان عبور نکند. سرخپوستان سو و دیگر قبایل در کنار فعالان محیط زیست و تعداد زیادی از کهنه سربازان آمریکایی با تحصن در منطقه استندینگ راک داکوتای شمالی خواستار توقف عملیات احداث این لوله انتقال نفت بودند.

اعلام این خبر امروز (یکشنبه چهارم دسامبر – ۱۴ آذر) با شادی فراوان سرخپوستان سو روبرو شد؛ آنها تصمیم ارتش آمریکا را “تاریخی” خوانده‌اند و گفته‌اند “برای همیشه قدردان باراک اوباما” خواهند بود.

گروه عمرانی-مهندسی ارتش آمریکا که یکی از بزرگترین شرکت‌های عمرانی در این کشور است و متولی طرح‌های زیربنایی متعددی است، اعلام کرده اکنون به فکر تعویض مسیر و یافتن راه جایگزینی برای لوله انتقال نفت است. سرخپوستان آمریکا

طرح انتقال نفت از شمال به جنوب که یک پروژه چند میلیارد دلاری است قرار است با احداث حدود ۱۹۰۰ کیلومتر لوله تحولی در صنعت نفت آمریکا ایجاد کند. این خط لوله که بخش مهمی از آن احداث شده قرار بود از زیر دریاچه اوهه و نزدیکی سرزمین خودمختار سرخپوستان قبیله سو عبور کند.

سرخپوستان سو به همراه دیگر قبایل بومیان آمریکا نگران آنند که احداث این خط لوله علاوه بر “تعدی به سرزمین مقدس و آرامگاه نیاکان” آنها، باعث آلودگی آب آشامیدنی شود.

آنها مدعی‌اند این مناطق را دولت آمریکا برخلاف معاهده‌هایی که با رهبران قبایل سرخپوست در میانه قرن نوزدهم (۱۸۵۰) امضاء کرده بود، تصرف کرده است.

سرخپوستان سو همچنین می‌گویند طرح احداث این لوله انتقال نفت بدون مشورت با آنها به اجرا گذاشته شده است؛ تصمیمی که خلاف قانون آمریکاست.

اعتراض‌های سرخپوستان در هفت ماه گذشته توجه بسیاری از مردم جهان را به خود جلب کرد و صدها نفر از فعالان محیط زیست برای حمایت از تحصن آنها در منطقه استندیگ راک، به داکوتای شمالی رفتند.

هممین هفته گذشته با وجود سرمای شدید زمستانی در این منطقه، صدها کهنه سرباز آمریکایی به منظور همبستگی با سرخپوستان به محل کمپ معترضان رفتند.

تصمیم گروه عمرانی و مهندسی ارتش آمریکا برای تغییر مسیر این خط لوله، احتمالا به ضرر سرمایه‌گذاران این پروژه خواهد شد.

درباره سرخپوستان سو بخوانید:

رهبر سابق جنبش سرخپوستان: من در شکم هیولا زندگی می‌کنم

یکی از شرکت‌های اصلی سرمایه‌گذار در این پروژه گروه نفتی “انرژی ترنسفر پارتنرز” است که در ایالت تگزاس مستقر است و دونالد ترامپ، رئیس جمهوری منتخب آمریکا هم از سهام‌داران آن محسوب می‌شود.

آقای ترامپ پیش‌تر گفته بود که از پروژه احداث این خط لوله حمایت می‌کند هر چند تاکید کرده بود حمایتش از آن به سهام‌دار بودنش در شرکت مجری این پروژه ربطی ندارد.

همزمان فرماندار داکوتای شمالی تصمیم گروه مهنسی و عمرانی ارتش آمریکا را “اشتباهی بزرگ” خوانده است.

کوین کرامر، نماینده جمهوری‌خواه داکوتای شمالی هم این تصمیم را “پیغام ناامیدکننده‌ای برای صنایع زیربنایی آمریکا” تعبیر کرده است.

اعتراض ها و تجمع سرخپوستان در ماه‌های گذشته که در حقیقت در داخل زمین‌های دولتی برپا شده بود با درگیری های متعددی میان ماموران پلیس و معترضان همراه بود.

منبع تصویر، Getty Images

صدها معترض با وجود سرمای شدید زمستانی در کمپ معترضان در استندینگ راک باقی ماندند

© 2021 بی بی سی. بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست. سیاست ما درباره لینک دادن به سایت های دیگر.

منبع تصویر، russellmeansfreedom.com

راسل مینز، هنرپیشه و فعال حقوق سرخپوستان از شناخته شده ترین چهره های نیم قرن اخیر در بین مردان قبیله سرخپوست سو بوده است

دادگاه عالی آمریکا پس از چندین دهه از آغاز مناقشات میان بومیان آمریکا و دولت فدرال این کشور، رای داد که تپه های سیاه واقع در ایالت داکوتای جنوبی آمریکا متعلق به قبیلۀ سرخپوست سو است.

در پی این حکم دادگاه که فصل جدیدی از مناقشات میان دولت آمریکا و سرخپوستان سو را رقم می زد، کاخ سفید تلاش کرد تا با پرداخت میلیون ها دلار غرامت به عنوان بهای زمین های مورد مناقشه، سرخپوستان را راضی کند که از ادعای خود در برابر این تپه ها چشم پوشی کنند ولی آنها نپذیرفتند و همچنان خواهان برگرداندن این تپه ها و به رسمیت شناختن معاهده ای هستند که حدود ۱۶۰ سال پیش بین رهبران قبایل سرخپوست سو و دولت آمریکا امضاء شده بود.

برنامه صفحه دو بی بی سی فارسی در همین رابطه گفتگویی با یکی از شاخص ترین چهره های فعال در زمینه حقوق سرخپوستان انجام داده است.سرخپوستان آمریکا

راسل مینز، هنرپیشه و فعال حقوق سرخپوستان از شناخته شده ترین چهره های نیم قرن اخیر در بین مردان قبیله سرخپوست سو بوده است.

روزنامۀ لس آنجلس تایمز او را سومین چهره معروف سرخپوستان لاکوتا پس از سیتینگ بوول (گاو نشسته) و کریزی هرز (اسب دیوانه) معرفی کرده است.

راسل مینز در پنجاه سال گذشته در فعالیت های بسیاری برای احیای حقوق سرخپوستان شرکت کرده است. از اشغال جزیره آلکاتراس در دهه ۶۰ تا اشغال بنای چهار رئیس جمهور در مانت راشمور درسال ۱۹۷۱.

او هنگام اشغال مسلحانه مزار کشته شدگان ووندد نی (زانوی زخمی) در سال ۱۹۷۳ رهبری جنبش سرخپوستان آمریکا را بر عهده داشت.

امیر پیام ، بی بی سی، در سفر اخیری که به داکوتای جنوبی داشت در دیدار با آقای مینز ابتدا از او پرسید که آیا فعالیت های پنجاه ساله اش برای احیای حقوق سرخپوستان امریکا باعث شده که سرخپوستان امریکا صداشون بلندتر بشه و حقوق بیشتری به دست بیارند؟

من یک سرخپوست آمریکایی وطن پرست هستم. ما در اردوگاه اسرای جنگی زندگی می کنیم. به خاطر همین به آن می گویند رزرویشن. بنابر قاعده، هر منطقه ای را که ارتش امریکا به اشغال خودش در می آورد، اصطلاحا رزرویشن نامیده می شود. به همین خاطر هم وقتی سربازها از اردوگاهشان در عراق خارج می شوند، اصطلاحا به همدیگر می گویند که “به رزرویشن. می رویم”.

این پیش ذهنی است که آنها هنوز دارند. هنوز فکر می کنند دوران کابو‌ی ها و سرخپوستهاست. ارتش ایالات متحده آمریکا؛ بگذریم.

با اعتقاداتی که به عنوان یک سرخپوست آمریکایی میهن پرست دارم، بعضی اوقات اقدام مسلحانه اقتضاء می کند، هر چند همیشه برای دفاع از خود بوده. اما من با کاپیتالیست، در آمریکا جنگیدم، در مبارزات مسلحانه، و با کمونیست هم جنگیدم. من با ساندیدیستا هم مبارزه کردم، در کنار سرخپوستان نیکاراگوئه. من به تمامی قاره آمریکا سفر کردم و به دنبال قومی گشتم که خواهان آزادی خود بودن و حدس بزنید چه یافتم. این مردم، قوم خود من بودند که در جستجوی آزادی اند.

شما کودکی‌تان را بسیار عذاب آور توصیف کرده اید. در جایی گفتید که پدرتون به الکل اعتیاد داشته و مادرتون هم همچنین به مواد مخدر اعتیاد داشته و جرایمی مختلفی انجام داده. آیا فکر می کنید حالا در دنیای امروز بچه های بومیان آمریکا وضعیت بهتری از دوران کودکی شما دارند؟

بچه های سرخپوست وضعیتشون بدتر شده. به همین خاطر هست که ما باید آزاد باشیم. پدر و مادر من به اجبار به مدارس شبانه روزی برده شدند. گیسوان سرخپوستی شون بریده شد و مجبور شدن یونیفرم بپوشن و با بقیه رژه برن. اونها تنبیه فیزیکی می شدن و مورد سوء استفاده جنسی قرار می گرفتند.

به مادر من تعرض جنسی شده بود. اولش نمی دونستم و تنها بعد از مرگش فهمیدم.

تاثیرات وحشتناک و ضربه های روحی که بیشتر از ۸۰ سال، حدود یک قرن، در این مدارس شبانه روزی بر اونها وارد شدو هزاران بچه که از گرسنگی مردن و یا از بیماری جون دادن و از صحنه روزگار محو شدند.

ماموریت من تا روزی که ما آزاد نشویم تمام نخواهد شد و به همین دلیل هم ما در مرحله رجوع به کمیسیون داخلی آمریکا در زمینه حقوق بشر هستیم تا اونجا معاهده های میان ما و سفید پوستان را در آنجا به عنوان سندهای بین المللی ثبت کنیم و بعد با حمایت یک کشور در قاره امریکا، به دادگاه بین المللی خواهیم رفت.

دادگاهی که آمریکا عضو آن نیست. چون آمریکا یک کشور یاغی است. همیشه هم یاغی بوده. مثل شیطانی می مونه که به مردم خودش هم رحم نمی کنه و مردم هم این را درک نمی کنند. رقت آوره.

دریکی از سخنرانی ها شما گفتید که بومیان آمریکایی که در محل های تحت کنترل خودشون زندگی می کنند به عنوان شهروند آمریکایی شناخته نمی شوند، منظورتان از این جمله چیست و آیا واقعا همچین اتفاقی در مرحله حقوقی بین یک سرخپوست و شهروند آمریکایی اتفاق می افتد؟

ما اسرای جنگی هستیم. قانونا این وضعیت ماست. البته اونها هیچ وقت این رو اذعان نمی کنند اما برای اینکه بتوانند به نادیده گرفتن قوانین خودشان و قراردادهایی که با ما دارند ادامه بدهند ما مجبوریم که همچنان اسرای جنگی باقی بمانیم.

تمام ایده زندان‌های گوانتانامو و بگرام از همین روش برخورد با رزرویشن‌های سرخپوستها نشآت می گیرد. دقیقا همان کاری که نازیها کردن و اسمش را گذاشتن اردوگاه کار اجباری. اون نوشت.(اشاره به نوشته های آدلف هیتلر در مورد الگوبرداری برای تاسیس اردوگاههای کار اجباری). آمریکایی ها مغزشون خوب کار می کنه.

ایده آپارتاید تو آفریقای جنوبی، اونچه در کرانه غربی رود اردن روی می دهد؛ تمام استراتژی‌های اسرائیل همه از آمریکا الگوبرداری شده است.

شما در جایی گفته اید که مردم آمریکا تفکر انتقادی خودشان را از دست داده اند و به شکل شگفت آوری هر چه که دولتشان می گوید باور می کنند، آیا واقعا به چنین چیزی معتقدید؟

بالاخره هر قوم و مللی از نوعی خردمندی برخورداره؛ مردم آمریکا واقعا مضحک اند. خیلی هم مضحک اند.

فقط چند سال برگردیم به عقب، حدود دوازده سال پیش. سال ۲۰۰۰ که بوش منتصب،منتخب نشد.

بفرمایید این هم نمونه. مردم دنیا به آمریکا خندیدن. اگر در کشوری دیگر این واقعه روی داده بود که اینجا روی داد، می گفتند که اونجا کودتا شده و سریع به اونجا لشکر کشی می کردند.

شما از دولت باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا به شدت انتقاد کردید و گفتین که به حقوق بومیان امریکا توجهی نمی کنه ولی آقای اوباما تقریبا در همه جای دنیا فعالیت می کنه و ادعا می کنه که دولت کشورش داره تلاش می کنه حقوق بشر رو در سراسر دنیا گسترش بده. چطور به این نتیجه گیری رسیدید؟

ما لغتی در زبان خودمان (لاکوتا) برای آمریکا داریم و ریشه آن بازمی گردد به باورهای قدیمی مان. این لغت هست اکتومی. یعنی کسی که برعکس زندگی می کند.. اکتومی برای ما مثل شیطانه. بهش می گویم اکتومی چون یه حقه باز شیاده، ابلیس نیست، دوست داره که شما رو گولت بزنه تا خودت اشتباه کنی. خب، آمریکا هم همینه.

اوباما جایزه نوبل را دریافت می کند اما تمام سخنانش در اصل توجیه جنگ است. سخنرانی دریافت جایزه نوبلش را ببینید. {متوجه می شوید} دنیا خودش شاهد است که اوباما کیست و چه می کند.

شما موقعی که مزار ووندد نی (زانوی زخمی) را اشغال کردید در سخنانی گفتید که ما اینجا رو اشغال می کنیم که ارتش امریکا بیاد یا ما رو بکشه یا اینکه دولت به حرف ما گوش بده. آیا فکر می کنید که از اون اشغال مسلحانه که حدود چهل سال پیش بود تا امروز، دولت امریکا بیشتر به صدای بومیان آمریکا گوش می ده؟

اوضاع فقط بدتر شده است. ما هیچ صدایی نداریم. ما مردمی هستیم که از دیده ها و ذهن ها پاک شدیم.

فقط زمانی که خودمان برخیزیم، دیگران شروع می کنند به شنیدن و گوش دادن به ما. من تاریخ سفید پوستها را می دانم، از ان اول که پایشان را به اروپا گذاشتن.د می دانم که چطوری این کشور (آمریکا) را ساخته اند، این کشور شروری که مبنایش بر اساس مرگ شکل گرفته است و همه ‌اش در خدمت طمع بنگاههای اقتصادی است.

دلیلتون برای این حرف چیست؟

حقیقت تاریخ خود آمریکاست. آمریکا تنها کشوری است که در کل تاریخ دنیا از وقت بوجود آمدنش هر سال در جنگ بوده. از وقتی که بوجود آمده. هر سال. در جنگ بوده. گاهی همزمان در چند جنگ.

شما در وبسایت‌تان منطقه لاکوتا در ایالت داکوتای جنوبی را به نام جمهوری لاکوتا نامیده اید، این جمهوری چه مشخصاتی دارد؟

در جمهوری لاکوتا، در دولت موقت، ما به مردمان هیچ قولی نمی دهیم. تا امروز مبلغین مذهبی به مردم ما هزاران وعده دادند، نماینده های دولت کلی به آنها وعده دادند، همه کسانی که می خواستند از گرده ما کار بکشند، هزاران قول به ما دادن، ولی آخرش چیزی دست ما را نگرفت. وقتی ما معاهده مان با دولت آمکریکا را فسخ شده اعلام کردیم، گفتیم ما به مردمان هیچ قولی نمی دهیم، ما عمل می کنیم و می خواهیم که اولین نمونه در نوع خودمان باشیم.

همچنین می خواهیم سفیدپوستانی را که می خواهند آزاد باشند و برای زندگی به اینجا بیایند رو متقاعد کنیم. البته الان هم سفیدپوستها اینجا زندگی می کنند. ما معتقدیم که باید با اجماع حکومت کرد، فقط با رای اکثریت نمی توانی از حقوق شخصی افراد محافظت کنی، برای اینکه همیشه یک اقلیتی هست. باید با اجماع حکومت کرد. حالا می تواند اجماع حداقلی باشد یا اجماع حداکثری، ولی همیشه باید اجماع باشد.

بزرگترین مشکلی که بومیان آمریکا در قرن بیستم با آن مواجه هستند چیست؟

ما داریم می میریم. ما کمترین میانگین طول عمر روی زمین را داریم. روی کره زمین آقا.سرخپوستان آمریکا

وضعیت ما از هاییتی بدتر است. چه از نظر بهداشتی چه از نظر فقر و تنگدستی. میانگین سن مردهای ما فقط چهل و سه و نه دهم سال است.

اگر ایدز را در نظر نگیریم، فقط هشت کشور میزان متوسط عمرشان از ما کمتر است. آنها هم همه در قاره آفریقا هستند. این وضع زندگی اسف باری است که ما اینجا داریم و در کانادا

آنها اشغال به خوردمون می دهند. این وضع تغذیه ماست. شما خودتون اینجا بودید ما فقط یه فروشگاه ارزاق عمومی در سه هزار و پانصد مایل مربع یا حدود ۱۱۰۰ تا هزار و ۲۰۰ هکتار داریم.

آیا این مشکلات از سمت دولت آمریکاست؟

ما اختیاردار زندگی خودمان نیستیم. این دولت آمریکاست که سرزمین ها و زندگی ما را کنترل می کند. فقط ۲۲ خانواده مالک اکثر زمین های ما هستند، می بینی، یک هزار و ۱۰۰ هکتار را. فقط بیست و دو خانواده. بقیه ما همه فقیریم. اون ۲۲ فامیلی هم بیشترشان سفیدپوستند.

شما وارد دهه هفتم زندگی تان شده ایدین و این به نوعی در فرهنگ سرخپوستها یعنی بزرگ قوم شدن. برنامه های آینده تون به عنوان یک بزرگ قوم سرخپوست چی هستش؟

کاری که من می خواهم بکنم این است که با همکاری جوانان زبانمان را حفظ کنم (زبان لاکوتا). ما سعی می کنیم که مدارسی تاسیس کنیم که در آن به هیچ عنوان انگلیسی صحبت نمی شود چون همانطور که شما می دونی و همه کسانی که یک زبان دیگر می دانند، زبان انگلیسی خیلی ابتدایی است. نمی توانی هیچ زبانی را به درستی به انگلیسی ترجمه کنی، چون خیلی ابتدایی است.

چیزی که باید به همه مردم در سراسر دنیا بگویم اینست که من خودم در شکم هیولا زندگی می کنم. شما باید در خانه بمانید و دنیای پیرامونتان را اصلاح کنید تا زمانی که به توازن برسید. دیگر اینکه، من نمی فهمم؛ من واقعا نمی توانم هیچ مذهبی را که خشونت را ترویج می کند درک کنم. من اصلا این را نمی فهمم، ولی می دانم که مردسالاری موجود در دنیا طالب خشونت و جنگ است. آمریکا نمونه بارز آنست.

© 2021 بی بی سی. بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست. سیاست ما درباره لینک دادن به سایت های دیگر.

سرخپوستان آمریکا
سرخپوستان آمریکا
0خرید صابون تریاک

خرید صابون شیر الاغ

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *